انواع ریسک فردی و تجاری

بحث قبلی روشهای متعدد طبقه‌بندی ریسک را نشان می‌دهد ولی در این متن ما عمدتا بر شناسایی و رفتار با ریسک خالص تمرکز داریم. ریسکهای خالص مشخصی با ناامنی اقتصادی بزرگ هم برای افراد و خانواده‌ها و نیز برای شرکتهای بازرگانی ارتباط دارند. این بخش 1) اهمیت ریسکهای فردی که بر افراد و خانواده‌ها تاثیر می‌گذارند و 2) ریسک‌های اصلی تجاری که بر شرکتهای تجاری تاثیر می‌گذارند را مورد بررسی قرار می‌دهد.

ریسکهای فردی

ریسکهای فردی ریسکهایی هستند که مستقیما یک فرد یا خانواده را تحت تاثیر قرار می‌دهند. آنها امکان خسارت یا کاهش درآمد، هزینه‌های اضافی و تحلیل رفتن دارایی‌های مالی را شامل می‌شوند. ریسکهای فردی عمده که می‌تواند موجب ناامنی اقتصادی بزرگی شود شامل موارد زیر است:

  • مرگ زودرس
  • درآمد ناکافی در طول بازنشستگی
  • سلامتی ضعیف
  • بیکاری

مرگ زودرس: مرگ زودرس به عنوان مرگ سرپرست خانواده با تعهدات مالی انجام نشده تعریف شده است. تعهدات شامل پشتیبانی از وابستگان، رهنی که باید تسویه شود، فرزاندانی که باید تحصیل کنند و کارتهای اعتباری یا وامهایی که باید بازپرداخت شوند، می‌گردد. در صورتی که اعضای در قید حیات خانواده، درآمد جایگزین کافی یا پس‌اندازهای قبلی برای جایگزینی درآمد از دست رفته نداشته باشند، در معرض ناامنی اقتصادی قابل ملاحظه‌ای قرار خواهند گرفت.

مرگ زودرس تنها در صورتی می‌تواند موجب ناامنی اقتصادی شود که فرد فوت شده دارای وابستگانی برای پشتیبانی باشد یا تعهدات مالی تسویه نشده داشته باشد. بنابراین فوت یک کودک هفت ساله از نظر اقتصادی زودرس نیست زیرا کودکان معمولا کار نمی‌کنند و کمکی نیز به پشتیبانی مالی خانواده انجام نمی‌دهند.

حداقل چهار هزینه وجود دارد که از فوت زودرس سرپرست خانواده ناشی می‌شود. اول ارزش زندگی انسانی سرپرست خانواده برای همیشه از دست رفته است. ارزش زندگی انسانی به عنوان ارزش فعلی سهم درآمدهای آتی نان‌آور فوت شده خانواده تعریف شده است. این خسارت می‌تواند بسیار مهم باشد. ارزش زندگی انسانی واقعی یا بالقوه اکثر افراد تحصیل کرده به سادگی می‌تواند بیشتر از 500 هزار دلار باشد. دوم، هزینه‌های اضافی ممکن است به دلیل هزینه‌های کفن و دفن، صورتحسابهای پزشکی بیمه نشده، هزینه‌های ماترک و قانونی و مالیاتهای دولتی و ارث برای مستغلات بزرگتر به وجود آید. سوم به دلیل درآمد ناکافی برخی خانواده‌ها ممکن است به سختی بتوانند هزینه‌های خود را پوشش دهند. نهایتا هزینه‌های غیراقتصادی خاصی نیز ممکن است به وجود آید که شامل غم و اندوه، از دست دادن الگو و مشاور و راهنما برای فرزندان خواهد بود.

درآمد ناکافی در طول بازنشستگی: ریسک اصلی مرتبط با بازنشستگی، درآمد ناکافی است. اکثریت کارگران در آمریکا قبل از سن 65 سالگی بازنشسته می‌شوند. در زمان بازنشستگی، آنها درآمد خود را از دست می‌دهند. در صورتی که آنها دارایی‌های مالی کافی برای برداشت نداشته باشند یا به دیگر منابع درآمد بازنشستگی مثل تامین اجتماعی یا یک بازنشستگی خصوصی، برنامه 401K یا حساب شخصی بازنشستگی دسترسی نداشته باشند، در معرض ناامنی اقتصادی قابل ملاحظه‌ای قرار خواهند گرفت.

اکثریت کارگران در زمان بازنشستگی، کاهش معناداری در درآمد پولی خود را تجربه می‌کنند که می‌تواند به کاهش استاندارد زندگی منجر شود. برای مثال، بر طبق بررسی جمعیت فعلی سال 2012، درآمد پولی متوسط تخمین زده شده برای همه خانواده‌های آمریکا 50.054 دلار در سال 2012 بوده است. در مقابل، درآمد متوسط تخمین زده شده برای خانواده‌های با سرپرست بالای 65 سال و بیشتر، فقط 33.118 دلار در سال 2010 یا 34 درصد کمتر بود. این مبلغ معمولا برای کارگران بازنشسته که هزینه‌های اضافی زیادی از جمله صورتحسابهای پزشکی بیمه نشده، هزینه‌های بلندمدت فاجعه‌آمیز تسهیلات پرستاری حرفه‌ای یا مالیاتهای بالای اموال دارند، ناکافی است.

به علاوه، بسیاری از کارگران بازنشسته برای بازنشستگی راحت به اندازه کافی پس‌انداز نکرده‌اند. در طول 15 سال بعدی، میلیونها کارگر آمریکایی بازنشسته می‌شوند. با این حال، تعداد هشدار دهنده‌ای از آنها از نظر مالی برای بازنشستگی راحت آماده نیستند. بر اساس بررسی سال 2012 توسط موسسه تحقیقات مزایای کارکنان، مبالغ پس‌انداز شده برای بازنشستگی نسبتا کم است. بررسی به این نتیجه دست یافت که 55 درصد از بازنشستگان پاسخ‌دهنده به این بررسی، کل پس‌انداز و سرمایه‌گذاری را کمتر از 25هزار دلار گزارش کرده بودند که سکونتگاه اصلی آنها یا هیچ برنامه مزایای تعریف شده را شامل نمی‌شد. تنها 15 درصد پس‌انداز 250 هزار دلار یا بیشتر برای بازنشستگی را گزارش داده بودند. در کل، این مبالغ نسبتا کم است و بازنشستگی راحتی را فراهم نمی‌کند.

جدول 1-1- کل پس‌انداز و سرمایه‌گذاری گزارش شده توسط بازنشستگان در بین آنهایی که پاسخ داده‌اند:

 2002200720082009201020112012
کمتر از 1000 دلار45%32%51%23%27%28%28%
1000 تا 9.999 دلار17151419
10.000 تا 24.999 دلار1391614128
25.000 تا 49.999 دلار7109131169
50.000 تا 99.999 دلار1411696118
100.000 تا 249.999 دلار19201310151212
250.000 دلار و بیشتر15141212121715

نهایتا بسیاری از افراد بازنشسته در فقر و ناامنی اقتصادی زندگی می‌کنند. داده‌های جدید فقر نشان می‌دهد که فقر بین افراد سالخورده شدیدتر از آن چیزی است که شاخص رسمی نشان می‌دهد. در سال 2011 نرخ رسمی فقر نشان داد که فقط 7/8 درصد از افراد با سن 65 سال و بیشتر فقیر حساب شده‌اند. با این حال، نمودارهای رسمی، ارزش غذایی، مالیاتهای حقوق، اعتبار به دست آمده مالیات بر درآمد، هزینه‌های مرتبط با کار، هزینه‌های پزشکی، هزینه‌های مراقبت فرزندان و تفاوتهای جغرافیایی را در نظر نگرفته‌اند. Census Bareau یک شاخص فقر تکمیلی را توسعه داده است که این عوامل را در نظر می‌گیرد و نشان می‌دهد که نرخ فقر برای افراد سالخورده به طور معناداری بیشتر از آن چیزی است که باور داریم. شاخص جدید نشان داد که نرخ فقر برای افراد با سن 65 سال و بیشتر برابر 1/15 درصد یعنی 74 درصد بیشتر از نرخ رسمی است.

سلامتی ضعیف: سلامتی ضعیف دیگر ریسک فردی مهم است که می‌تواند موجب ناامنی اقتصادی بزرگی گردد. ریسک سلامتی ضعیف، هم پرداخت صورتحسابهای پزشکی فاجعه‌آمیز و هم از دست دادن درآمد را شامل می‌شود. هزینه‌های جراحی‌های مهم در سالهای اخیر افزایش زیادی داشته است. عمل قلب باز بیشتر از 300 هزار دلار می‌تواند هزینه داشته باشد، پیوند کلیه یا قلب می‌تواند بیشتر از 500 هزار دلار و هزینه یک تصادف فلج کننده نیازمند چند عمل جراحی مهم، جراحی پلاستیک و توانبخشی می‌تواند بیشتر از 600 هزار دلار باشد. به علاوه اتاق پرستاری در هر سال 100 هزار دلار یا بیشتر هزینه دارد. در صورتی که بیمه درمانی کافی، پس‌اندازهای شخصی یا دارایی‌های مالی یا دیگر منابع درآمدی کافی برای برآوردن این هزینه‌ها نداشته باشید در معرض ناامنی اقتصادی بزرگی قرار خواهید گرفت.

در زمان حاضر، میلیونها آمریکایی بیمه ندارند و از عهده پرداخت برای مراقبت پزشکی برنمی‌آیند یا جستجو برای مراقبت پزشکی مورد نیاز خود را به تاخیر می‌اندازند یا به دلیل صورتحسابهای پزشکی فاجعه‌آمیز در وضعیت خراب مالی قرار داشته و اعلام ورشکستگی می‌کنند. ناامنی اقتصادی ناشی از سلامتی ضعیف و مشکلات بیمه نشدن با جزئیات بیشتر در فصل 15 بررسی شده است.

در صورت شدید بودن از کارافتادگی، از دست دادن درآمد عامل مهم دیگری برای ناامنی مالی است. در موارد از کارافتادگی بلندمدت، از دست دادن درآمد اساسی وجود دارد، صورتحسابهای پزشکی به وجود می آیند، مزایای کارکنان ممکن است از بین رفته یا کاهش یابد و پس‌اندازها اغلب تحلیل می‌روند. همچنین هزینه اضافی فراهم کردن مراقبت برای شخص از کارافتاده که در خانه مانده است نیز وجود دارد.

بسیاری از کارگران به ندرت در مورد پیامدهای از کارافتادگی بلندمدت فکر می‌کنند. احتمال از کار افتاده شدن قبل از 65 سالگی به ویژه در جوانی بسیار بیشتر از آن چیزی است که اعتقاد داریم. بر اساس اداره تامین اجتماعی، مطالعات نشان می‌دهند که یک کارگر 20 ساله از 10 مورد، 3 شانس برای از کار افتاده شدن قبل از رسیدن کامل به سن بازنشستگی را دارد. اگر چه از کارافتادگی برای یک فرد خاص نمی‌تواند پیش‌بینی شود اما اثر مالی از کارافتادگی کامل بر پس‌اندازها، دارایی‌ها و توانایی کسب درآمد می‌تواند شدید باشد. به طور خاص از دست دادن درآمد کسب شده در طول دوران از کارافتادگی از نظر مالی می‌تواند مخرب باشد.

باکس 1-1- مطالعات جدید می‌گویند: اثرات مالی بر افراد از کار افتاده می‌تواند سرسام‌آور باشد. اثر مالی بر افرادی که از کارافتاده شده‌اند در صورت نداشتن بیمه از کارافتادگی می‌تواند سرسام‌آور باشد و بیش از 20 برابر حقوق سالانه یک فرد باشد. مطالعه انجام شده توسط Milliman Inc. شرکت مشاوره جهانی با عنوان «اثر از کارافتادگی» نگاه ویژه‌ای به پیامدهایی داشته است که افراد از کارافتاده و فاقد توان کار کردن با آن روبرو می‌شوند و انواع متنوع پوشش درآمد از کارافتادگی می‌تواند به کاهش اثر مالی کمک کند. یافته‌ها نشان می‌دهند که در غیاب بیمه، اکثریت آمریکایی‌ها احتمالا مجبور خواهند شد تصمیمات مالی سختی بگیرند یا حتی سبک زندگی خود را به کلی تغییر دهند تا هزینه‌های مرتبط با ازکارافتادگی را تامین کنند بدون توجه به اینکه از کارافتادگی کوتاه مدت باشد یا بلندمدت. هزینه از کارافتادگی برای از کارافتاده‌های تنها، با درآمد پایین و بلندمدت مشکل‌ترین است. با بررسی چهار سناریوی ارائه شده از افراد جدیدا از کار افتاده شده، مطالعه به این نتیجه دست یافت که برای مثال اثر مالی از کارافتادگی (یعنی درآمد از دست رفته و هزینه‌ها) برای یک مرد مجرد 45 ساله که 50 هزار دلار در سال درآمد داشته است و از کارافتادگی بلندمدت ادامه دار تا سن 65 سالگی را تحمل کند نزدیک به یک میلیون دلار خواهد بود یعنی در حدود 20 برابر درآمد قبل از از کارافتادگی. مطالعه همچنین نشان داد که هزینه‌های مرتبط با از کارافتادگی‌های کوتاه‌مدت کاملا می‌تواند معنادار باشد (برای یک از کارافتادگی فقط با مدت 2 سال این هزینه می‌تواند در حدود یک تا 2 برابر درآمد باشد). مطالعه انجام شده توسط Milliman به این نتیجه دست یافت که آنهایی که در اثر هزینه‌های ناشی از ازکارافتادگی با مشکل روبرو شده‌اند، افراد مجرد که درآمد دوم برای اتکای آن ندارند، افراد با درآمد پایین چرا که هزینه‌های اضافه شده در مقایسه با درآمد از دست رفته بزرگ است و آنهایی که از کارافتادگی بلندمدت را تحمل می‌کنند هستند از آنجایی که هم درآمد و هم هزینه‌ها همزمان با تورم تمایل به افزایش دارند که این امر هزینه از کارافتادگی در طول زمان را افزایش می‌دهد. تشریح بیشتر واقعیت مالی به دست آمده توسط این یافته‌ها، این حقیقت است که در نتیجه رکود، بسیاری از آمریکایی‌ها پس‌انداز و سرمایه‌گذاری کمتری برای اتکای به آن در زمان از کار افتادگی و عدم کار کردن دارند. بر اساس مطالعه ملی اخیر انجام شده توسط LIFE ، بیش از یک چهارم آمریکایی‌ها (27 درصد) تایید کرده‌اند که بلافاصله بعد از از کار افتادگی، مشکلات مالی آنها شروع شده است در حالی که حدود نیمی از افراد نیز (49 درصد) در عرض یک ماه به این نقطه رسیده‌اند. مدیرعامل بنیاد LIFE گفته است: تجربه ما می‌گوید که اگر شما از کارافتاده شده و بیمه از کارافتادگی نداشته باشید، وضعیت بسیار خشنی خواهید داشت. این مطالعه، اثر از کارافتادگی را به گونه‌ای کمی‌سازی می‌کند که آمریکایی‌های در حال کار بتوانند درک بهتری از مشکلات مالی داشته باشند که احتمالا در صورت نداشتن پوشش بیمه‌ای مناسب با آن روبرو خواهند شد. بیمه از کارافتادگی، ایمنی مالی را فراهم می‌کند که می‌تواند برای جایگزینی درآمد از دست رفته در نظر گرفته شود اگر به دلیل بیماری یا آسیب به طور ناگهانی خارج از کار گردد. ارزش و موجود بودن منابع پوشش درآمد از کارافتادگی مطالعه همچنین نشان می‌دهد که منابع متعددی از بیمه از کارافتادگی، جایگزین درآمد ارزشمندی را فراهم می‌کند که به پوشش هزینه‌های بالای از کارافتادگی و سرپا نگه داشتن زندگی برای افرادی که بر اثر بیماری یا آسیب فلج‌کننده نمی‌تواند کار کنند، کمک می‌کند. در حقیقت، طرح‌های بیمه خصوصی از کارافتادگی مثل با پشتیبانی کارفرما (عمدتا گروه) یا پوشش فردی، می‌تواند هزینه از کارافتادگی را تا 70 الی 80 درصد کاهش دهند. پوشش فردی از کار افتادگی به همراه برنامه‌های بیمه‌ای با پشتیبانی دولت یا کارفرما می‌تواند هزینه مالی از کارافتادگی را تا 80 الی 95 درصد کاهش دهد. مطالعه همچنین روشن می‌سازد در حالی که بیمه از کارافتادگی با پشتیبانی دولت از طریق جبران غرامت کارگران یا تامین اجتماعی برای بسیاری از آمریکایی‌های در حال کار در دسترس است، اما واجد شرایط شدن برای آن می‌تواند مشکل باشد. بیمه جبران غرامت کارگران محدود به از کارافتادگی‌هایی است که در کار رخ می‌دهد اما اکثریت بسیاری (90 درصد) خارج از محل کار روی می‌دهند و بنابراین تحت برنامه جبران غرامت کارگران پوشش داده نمی‌شوند. در سالهای اخیر، تنها حدود 45 درصد از درخواستهای اولیه برای مزایای تامین اجتماعی تایید شده است و متوسط مزایای ماهانه 1062 دلار به سختی بالای خط فقر است. برنامه بیمه از کارافتادگی تامین اجتماعی می‌تواند منبع درآمد ازکارافتادگی برای بسیاری از آمریکایی‌ها باشد اما به هیچ وجه تضمینی وجود ندارد که افراد از کار افتاده واجد شرایط برای این برنامه شوند. آمریکایی‌های در حال کار و خانواده‌های آنها می‌توانند از ارزشی که بیمه درآمد از کارافتادگی خصوصی فراهم می‌کند بهره‌مند شوند. اثر غیرمالی از کارافتادگی مطالعه همچنین اثرات غیرمالی مرتبط با از کارافتادگی را بررسی کرده است. در حالی که تشریح و کمی‌سازی اثرات غیرمالی دشوار است اما آنها اغلب با خوشحالی کلی و احساس ارزش خود مرتبط است و می‌تواند با فشار مالی تشدید شود که در زمان از کارافتاده شدن فرد و از دست دادن درآمد به وجود می‌اید. در دسترس بودن مزایای ناشی از برنامه‌های دولتی و بیمه خصوصی در طول دوره از کارافتادگی می‌تواند شدت هزینه‌های غیرمالی را کاهش دهد. از کار افتادگی نه تنها تلفات مالی دارد بلکه اثرات احساسی و روانی بر افراد و نیز خانواده فرد دارد. پوشش خصوصی از کار افتادگی نه تنها برای این تلفات مالی کمک موثری است بلکه به فرد اجازه می‌دهد تا بر بازاریابی و بهبود تمرکز کنند.

بیکاری: ریسک بیکاری تهدید مهم دیگری برای امنیت اقتصادی است. بیکاری می‌تواند از حالت رکود چرخه کسب و کار، تغییرات تکنولوژیکی و ساختاری در اقتصاد، عوامل فصلی، نواقص بازار کار و دیگر علتها باشد.

در زمان نوشتن این مطلب، آمریکا در حال بازیابی آرام از یکی از شدیدترین رکودها در تاریخ خودش است. در ژوئن سال 2012، نرخ بیکاری 2/8 درصد بوده و 7/12 میلیون کارگر استخدام شده‌اند. در نتیجه میلیونها کارگر بیکار شده در حال حاضر، مشکلات جدید ناامنی اقتصادی را تجربه می‌کنند. بیکاری گسترده می‌تواند به سه طریق موجب ناامنی اقتصادی شود: اولا کارگران درآمد و مزایای بیمه درمانی با پشتیبانی کارفرما را از دست می‌دهند. در صورت عدم وجود درآمد جایگزین کافی یا پس‌اندازهای گذشته که برداشت شود، یک کارگر بیکار شده در معرض ناامنی اقتصادی خواهد بود. دوم به دلیل شرایط اقتصادی، ساعات کار ممکن است کاهش یابد و کارگران به صورت پاره‌وقت استخدام شوند. درآمد کاهش یافته ممکن است برای نیازهای کارگر کافی نباشد. نهایتا اگر طول مدت بیکاری زمان زیادی ادامه داشته باشد، پس‌اندازهای گذشته و مزایای بیکاری ممکن است تمام شوند.

ریسک اموال: افرادی که مالک اموالی هستند در معرض ریسک اموال قرار دارند. ریسک از دست دادن یا آسیب دیدن دارایی در اثر عوامل متعدد، خانه‌ها و سایر مستغلات و داراییهای شخصی  می‌تواند توسط آتش‌سوزی، صاعقه، گردباد، طوفان شدید و عوامل متعدد دیگر آسیب دیده یا تخریب شود. دو نوع اصلی خسارت مرتبط با تخریب یا سرقت اموال وجود دارد: خسارت مستقیم و خسارت غیرمستقیم یا تبعی.

خسارت مستقیم: خسارت مستقیم به عنوان یک خسارت مالی تعریف شده است که از آسیب فیزیکی، تخریب و یا سرقت اموال ناشی می‌شود. برای مثال اگر شما مالک خانه‌ای باشید که در اثر آتش‌سوزی آسیب دیده است، آسیب فیزیکی وارد شده به خانه یک خسارت مستقیم است.

خسارت غیرمستقیم یا تبعی: خسارت غیرمستقیم یک خسارت مالی است که به صورت غیرمستقیم از رخ دادن یک آسیب فیزیکی غیرمستقیم یا خسارت سرقت ناشی می‌شود. برای مثال در اثر آتش‌سوزی خانه، شما ممکن است متحمل هزینه‌های اضافی زندگی برای حفظ استاندارد زندگی نرمال خودتان هستید. شما ممکن است مجبور شوید تا زمان تعمیر خانه محلی را اجاره کنید. ممکن است برخی یا همه وعده‌های غذایی خود را در رستوران محلی صرف کنید. همچنین در صورتی که اتاقی را اجاره داده‌اید و خانه غیرقابل سکونت شده است، ممکن است درآمد اجاره را از دست داده باشید. این هزینه‌های اضافی که از آتش‌سوزی ناشی شده است، خسارت تبعی خواهد بود.

ریسک مسئولیت

ریسک مسئولیت نوع مهم دیگری از ریسک خالص است که اکثر افراد با آن روبرو هستند. بر اساس سیستم قانونی ما، اگر کاری انجام دهید که منجر به آسیب بدنی یا آسیب به اموال فرد دیگری گردد شما مسئول خواهید بود. دادگاه ممکن است شما را مجبور کنید غرامت زیادی به شخص آسیب دیده پرداخت کنید.

کشور آمریکا یک جامعه دعوایی است و طرح دعوا در دادگاه امری معمولی است. رانندگان می توانند مسئول عملیات غیرعمدی وسیله نقلیه خود باشند. مالکان خانه ممکن است قانونا مسئول شرایط غیر ایمن در محلی که فردی در آن آسیب ببیند، باشند. مالکان سگ در صورتی که سکشان کسی را گاز بگیرد می‌توانند مسئول باشند. اپراتورهای قایق‌ها به دلیل آسیب بدنی به افراد داخل قایق، شناگران و اسکی کنندگان روی آب قانونا می‌توانند مسئول باشند. به همین طریق اگر شما پزشک، وکیل، حسابدار یا دیگر مشاغل را داشته باشید امکان دارد که توسط بیماران یا مشتریان به دلیل اقدامات ادعا شده اشتباه تحت تعقیب قرار بگیرید.

ریسکهای مسئولیت به چند دلیل دارای اهمیت زیادی هستند. ابتدا با در نظر گرفتن خسارت، هیچ محدودیت سقف وجود ندارد. امکان دارد که شما برای هر مبلغی تحت تعقیب قرار بگیرید. در مقابل، اگر شما مالک اموالی باشید محدودیت حداکثر خسارت وجود دارد. برای مثال اگر اتومبیل شما ارزش نقدی واقعی 20.000 دلار داشته باشد حداکثر خسارت آسیب فیزیکی 20.000 دلار است. اما اگر شما غفلت کرده و موجب تصادف منجر به آسیب بدنی جدی به راننده دیگری شوید، امکان دارد توسط فرد آسیب دیده برای هر مبلغی (50.00 دلار، 500.000 دلار، یک میلیون دلار یا بیشتر) تحت تعقیب قرار بگیرید.

دوم می‌توانید درآمد خود یا دارایی‌های مالی را برای راضی کردن قضاوت حقوقی به وثیقه بگذارید. برای مثال فرض کنید شما به فردی آسیب زده‌اید و دادگاه شما را مجبور می‌کند که به فرد آسیب دیده غرمات پرداخت کنید. اگر شما نتوانید آن را پرداخت کنید برای راضی کردن دادگاه، درآمد و یا دارایی‌های مالی شما ممکن است وثیقه قرار داده شود. اگر برای اجتناب از پرداخت غرامت اعلام ورشکستگی کنید رتبه اعتباری شما خراب خواهد شد.

نهایتا هزینه‌های دفاع حقوقی می‌تواند زیاد باشد. اگر شما بیمه مسئولیت نداشته باشید هزینه گرفتن وکیل برای دفاع از شما می‌تواند سرسام‌آور باشد. اگر دعوای حقوقی به محاکمه تبدیل شود و هزینه‌های وکیل و سایر هزینه‌های قانونی می‌تواند معنادار باشد.

ریسکهای تجاری

شرکتهای تجاری نیز با انواع وسیعی از ریسکهای خالص روبرو هستند که در صورت وقوع خسارت می‌تواند شرکت را فلج یا ورشگسته کند. این ریسکها شامل 1- ریسکهای اموال 2- ریسکهای مسئولیت 3- ریسک از دست دادن درآمد و 4- سایر ریسکها است.

ریسکهای اموال: شرکتهای تجاری مالک اموال تجاری ارزشمندی هستند که می‌تواند به وسیله خطرات متعددی از جمله آتش‌سوزی، طوفان، گردباد، زلزله و سایر خطرات آسیب دیده یا تخریب شود. اموال تجاری شامل کارخانه‌ها و دیگر ساختمانها، اثاثیه و تجهیزات اداری و کالاها و کامپیوترها، نرم‌افزارهای کامپیوتری و داده‌ها، موجودی مواد اولیه و ساخته شده، اتومبیل‌های شرکت، قایق‌ها و هواپیماها و ماشین‌آلات و تجهیزات سیار می‌شود. شرکت همچنین اسناد حسابهای دریافتنی دارد و ممکن است سایرر اسناد تجاری ارزشمندی داشته باشد که می‌تواند آسیب دیده یا تخریب شود و جایگزین کردن آنها پرهزینه باشد.

ریسکهای مسئولیت: امروزه شرکتهای تجاری اغلب در بازارهای بسیار رقابتی فعالیت می‌کنند که در آن دعاوی حقوقی برای آسیب بدنی و آسیب به اموال، عادی است. دعاوی حقوقی طیفی از ادعاهای مزاحمت کوچک تا تقاضاهای چندین میلیون دلاری را در بر می‌گیرد. شرکتها به دلایل متعددی از محصولات معیوب که مضر است یا به دیگران آسیب می‌رساند، آلودگی محیط، آسیب به اموال دیگران، آسیب به مشتریان، تبعیض نسبت به کارکنان و ازار جنسی، نقض کپی‌رایت و مالکیت معنوی و دلایل متعدد دیگر تحت تعقیب قرار می‌گیرند. به علاوه رهبران و مدیران ممکن است توسط ذینفعان و دیگر بخشها به دلیل خسارتهای مالی و سود مدیریت شرکت تحت تعقیب قرار گیرند.

از دست دادن درآمد تجاری: ریسک مهم دیگر، از دست دادن درآمد تجاری در زمانی است که خسارت آسیب فیزیکی پوشش داده شده روی می‌دهد. شرکت ممکن است به دلیل خسارت آسیب فیزیکی به اموال تجاری شرکت به جهت آتش‌سوزی، گردباد، طوفان، زلزله یا خطرات دیگر برای چند ماه تعطیل گردد. در طول دوره تعطیلی، شرکت درآمد تجاری خود را از دست خواهد داد که شامل از دست دادن سود، از دست دادن درآمد اجاره در صورتی که اموال تجاری به دیگری اجاره داده شده باشد و از دست دادن بازارهای محلی می‌شود.

به علاوه در طول دوره تعطیلی هزینه‌های معینی هنوز ممکن است ادامه داشته باشد مثل اجاره، خدمات رفاهی، لیزینگ، بهره، مالیات، برخی حقوق‌ها، حق‌بیمه‌ها و دیگر هزینه‌های سربار. هزینه‌های ثابت و هزینه‌های مستمر که به وسیله درآمدها تسویه نشده است در صورتی که دوره تعطیلی طولانی باشد می‌تواند قابل ملاحظه باشد.

نهایتا شرکت ممکن است متحمل هزینه‌های اضافی در طول دوره ترمیم شود که در صورت عدم وقوع خسارت وجود نداشتند. مثالهایی از این مورد شامل هزینه‌ جایابی موقت در مکانی دیگر، افزایش هزینه اجاره در مکانی دیگر و اجاره تجهیزات جایگزین می‌شود.

سایر ریسکها: شرکتهای تجاری باید با انواع دیگری از ریسکها مطابقت یابند که در زیر خلاصه شده است:

  • ریسکهای جرم: این موارد شامل سرقت، دزدی از فروشگاه، دزدی کارکنان و تقلب، کلاهبرداری، اختلاس، جرایم کامپیوتری و جرایم مرتبط با اینترنت و سرقت مالکیت فکری می‌شود.
  • ریسکهای منابع انسانی: این موارد شامل آسیب‌ها و بیماری‌های کارکنان در ارتباط با شغل، فوت یا ازکارافتادگی کارکنان کلیدی، ریسکهای برنامه عمر و درمان گروهی و بازنشستگی و نقض قوانین و مقررات فدرال و ایالتی است.
  • ریسک خسارت خارجی: این موارد شامل اقدامات تروریستی، ریسکهای سیاسی، ربودن کارکنان کلیدی، آسیب به کارخانه‌ها و اموال خارجی و ریسکهای ارز خارجی است.
  • ریسک اموال نامشهود: این موارد شامل آسیب به اعتبار در بازار و تصویر عمومی شرکت، از دست دادن حسن نیت و از دست رفتن مالکیت فکری می‌شود. ارزش اموال نامشهود برای بسیاری از شرکتها بیشتر از ارزش داراییهای مشهود است.
  • ریسکهای حکومتی: دولتهای فدرال و ایالتی ممکن است قوانین و مقرراتی را تصویب کنند که اثر مالی معناداری بر شرکت داشته باشد. مثالهایی از این موارد شامل قوانینی است که استانداردهای ایمنی را افزایش دهد، قوانینی که کاهش در آلودگی زمین را الزامی می‌کند و قوانین جدید برای حمایت از محیط که هزینه انجام دادن کسب و کار را افزایش می‌دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *