طبقه بندی ریسک

طبقه‌ بندی ریسک

ریسک می‌تواند در طبقات مجزای متعددی طبقه‌بندی شود که به شرح زیر است:

  • ریسک خالص و ریسک سوداگرانه
  • ریسک قابل متنوع‌سازی و ریسک غیرقابل متنوع‌سازی
  • ریسک شرکتی

ریسک خالص و ریسک سوداگرانه

ریسک خالص به عنوان موقعیتی تعریف شده است که در آن فقط احتمال خسارت یا احتمال عدم خسارت وجود دارد. پیامدهای احتمالی فقط نامطلوب (خسارت) و خنثی (عدم خسارت) هستند. نمونه‌هایی از ریسک خالص شامل مرگ زودهنگام، تصادفات شغلی، هزینه‌های پزشکی زیاد و آسیب به اموال ناشی از آتش‌سوزی، صاعقه، سیل یا زلزله می‌شوند.

ریسک سوداگرانه به عنوان موقعیتی تعریف شده است که در آن هم احتمال سود و هم احتمال خسارت وجود دارد. برای مثال اگر شما 100 عدد سهم بخرید در صورتی که قیمت سهام افزایش پیدا کند سود خواهید کرد اما اگر کاهش پیدا کند متحمل زیان خواهید شد. نمونه‌های دیگر از ریسک سوداگرانه شامل شرط‌بندی بر روی یک اسب مسابقه، سرمایه‌گذاری در مستغلات و وارد شدن به یک کسب و کار است. در چنین موقعیتی، هم احتمال سود و هم احتمال زیان وجود دارد.

به سه دلیل مهم است که بین ریسکهای خالص و سوداگرانه تفکیک قائل شویم. اول، بیمه‌گران خصوصی معمولا بر بیمه کردن ریسکهایخالص مشخصی تمرکز می‌کنند. بیمه‌گران خصوصی به جز برخی استثنائات، معمولا ریسکهای سوداگرانه را بیمه نمی‌کنند. با این حال، استثنائاتی وجود دارد. برخی بیمه‌گران، سرمایه‌گذاری‌های پورتفوی نهادی و اوراق قرضه شهرداری را در مقابل زیان بیمه می‌کنند. همچنین مدیریت ریسک شرکتی استثنای دیگری است که در آن، ریسکهای سوداگرانه مشخصی می‌تواند بیمه شود.

دوم، قانون اعداد بزرگ می‌تواند برای ریسک‌های خالص نسبت به ریسک‌های سوداگرانه به سادگی به کار گرفته شود. قانون اعداد بزرگ به این دلیل مهم است که بیمه‌گران را قادر می‌سازد تجربه خسارت آتی را پیش‌بینی کنند. در مقابل، معمولا به کارگیری قانون اعداد بزرگ برای ریسک‌های سوداگرانه جهت پیش‌بینی تجربه خسارت آتی بسیار مشکل است. یک استثنا، ریسک سوداگرانه قماربازی است که در آن گردانندگان کازینوها می‌توانند قانون اعداد بزرگ را به روشی بسیار کارا به کار گیرند.

نهایتا جامعه ممکن است از ریسک‌های سوداگرانه سود ببرد هرچند که خسارت روی دهد اما در صورت وجود ریسک خالص و روی دادن خسارت، حتما آسیب خواهد دید. برای مثال، یک شرکت ممکن است تکنولوژی جدیدی برای تولید کامپیوترهای ارزان توسعه دهد. در نتیجه برخی رقبا ممکن است ورشکسته شوند. علیرغم ورشکستگی، جامعه سود می‌برد زیرا کامپیوترها با هزینه پایین‌تری تولید شده است. با این حال، جامعه معمولا از رخ دادن یک ریسک خالص مثل سیل یا زلزله که یک منطقه را نابود می‌کند، سود نخواهد برد.

ریسک قابل متنوع‌سازی و ریسک غیرقابل متنوع‌سازی

ریسک قابل متنوع‌سازی ریسکی است که تنها افراد یا گروه‌های کوچکی را تحت تاثیر قرار می‌دهد نه کل اقتصاد را. این ریسک می‌توند با متنوع‌سازی کاهش داده شده یا حذف گردد. برای مثال یک پورتفوی متنوع‌سازی شده از سهام، اوراق قرضه و گواهی سپرده نسبت به پورتفویی که 100 درصد در سهام سرمایه‌گذاری کرده است ریسک کمتری دارد. خسارت در یک نوع سرمایه‌گذاری مثل سهام ممکن است با سود ناشی از اوراق قرضه یا گواهی سپرده تسویه شود. به طور مشابه، ریسک کمتری برای بیمه‌گر اموال و مسئولیت وجود دارد اگر رشته‌های مختلف بیمه به جای یک رشته، بیمه‌گری شود. خسارتهای یک رشته می‌تواند با سود در رشته‌های تسویه شود. به دلیل اینکه ریسک قابل متنوع‌سازی تنها افراد یا گروه‌های کوچک مشخصی را تحت تاثیر قرار می‌دهد، ریسک غیرسیستماتیک یا ریسک خاص نیز نامیده شده است. مثالهایی از این مورد شامل سرقت اتومبیل، دزدی‌ها و آتش‌سوزی‌های وحشی است. فقط افراد و شرکتهای تجاری که چنین خسارتهایی را تجربه می‌کنند تحت تاثیر هستند نه کل اقتصاد.

در مقابل، ریسک غیرقابل متنوع‌سازی ریسکی است که کل اقتصاد یا تعداد زیادی از افراد یا گروه‌های موجود در اقتصاد را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این ریسک نمی‌تواند از طریق متنوع‌سازی حذف شده یا کاهش داده شود. مثالها شامل تورم سریع، بیکاری چرخه‌ای، جنگ، گردبادها، سیل و زلزله‌ها است به خاطر اینکه تعداد زیادی از افراد یا گروه‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهند. به خاطر اینکه ریسکهای غیرقابل متنوع‌سازی، کل اقتصاد یا تعداد زیادی از افراد در اقتصاد را تحت تاثیر قرار می‌دهند، ریسک سیستماتیک یا ریسک بنیادی نیز نامیده می‌شوند.

تمایز بین ریسک قابل متنوع‌سازی و غیرقابل متنوع‌سازی (بنیادی) به این دلیل مهم است که کمک دولت برای اطمینان از ریسک‌های غیرقابل متنوع‌سازی ممکن است مورد نیاز باشد. بیمه اجتماعی و برنامه‌های بیمه دولتی، و نیز ضمانت‌ها یا سوبسیدهای دولتی ممکن است برای اطمینان از ریسک‌های غیرقابل متنوع‌سازی معینی در آمریکا مورد نیاز باشد. برای مثال ریسک‌های بیکاری گسترده و سیل مشکل است که به صورت خصوصی بیمه شود زیرا ویژگیهای ریسک بیمه‌پذیر ایده‌آل به سادگی برآورده نشده است. به عنوان یک نتیجه، برنامه‌های ایالتی جبران غرامت بیکاری لازم است تا درآمد هفتگی برای کارگرانی که ناخواسته بیکار شده‌اند را فراهم کنند. به همین صورت، برنامه فدرال بیمه سیل، بیمه اموال را برای افراد و شرکتهای تجاری در مناطق سیل‌خیز فراهم می‌کند.

ریسک شرکتی

ریسک شرکتی واژه‌ای است که همه ریسکهای مهم که یک شرکت تجاری با آن روبرو است را شامل می‌شود. چنین ریسکهایی شامل ریسک خالص، ریسک سوداگرانه، ریسک استراتژیک، ریسک عملیاتی و ریسک مالی است. ما معنی ریسک خالص و سوداگرانه را بیان کردیم. ریسک استراتژیک به عدم اطمینان در ارتباط با اهداف مالی شرکت اشاره دارد؛ برای مثال اگر یک شرکت به رشته کسب و کار جدیدی وارد شود، آن رشته ممکن است سودآور نباشد. ریسک عملیاتی از عملیات تجاری شرکت نشات می‌گیرد. برای مثال بانکی که خدمات بانکداری آن‌لاین ارائه می‌کند در صورتی که هکرها به کامپیوتر بانک نفوذ کنند ممکن است متحمل خسارت مالی شود.

ریسک شرکتی همچنین ریسک مالی را نیز در بر می‌گیرد که در برنامه مدیریت ریسک بازرگانی در حال تبدیل شدن به موضوعی بسیار مهم است. ریسک مالی به عدم اطمینان از خسارت به دلیل تغییرات نامطلوب در قیمت کالاها، نرخ‌های بهره، نرخ‌های ارز خارجی و ارزش پول اشاره دارد. برای مثال یک شرکت غذایی که توافق کرده حبوبات را با قیمت ثابتی در طول شش ماه به یک سوپرمارکت زنجیره‌ای تحویل دهد در صورتی که قیمتها افزایش یابد ممکن است زیان ببیند. بانکی با پورتفوی بزرگ اوراق خزانه ممکن است در صورت افزایش نرخ‌های بهره زیان ببیند. به همین صورت، یک شرکت آمریکایی که در ژاپن تجارت انجام می‌دهد ممکن است هنگام تبدیل ین ژاپن به دلار آمریکا، پول خود را از دست بدهد.

ریسک شرکتی در حال مهم شدن در مدیریت ریسک بازرگانی است که فرآیندی است که سازمانها برای شناسایی و رفتار با ریسکهای مهم و غیرمهم خود از آن استفاده می‌کنند. در تکامل مدیریت ریسک بازرگانی، برخی از مدیران ریسک در حال حاضر همه انواع ریسک را در یک برنامه مدنظر قرار می‌دهند. مدیریت ریسک شرکتی همه ریسکهای مهمی که شرکت با آن روبرو است را در یک برنامه رفتار واحد یکسان شده ترکیب می‌کند. همانگونه که قبلا توضیح داده شد، این ریسکها شامل ریسکهای خالص، ریسکهای سوداگرانه، ریسک استراتژیک، ریسک عملیاتی و ریسک مالی است. به بسته‌بندی ریسکهای مهم در یک برنامه واحد، شرکت می‌تواند یک ریسک را در مقابل دیگری تسویه کند. در نتیجه، ریسک کلی می‌تواند کاهش یابد. تا زمانی که همه ریسکها کاملا با هم همبستگی نداشته باشند، ترکیب ریسکها می‌تواند ریسک کلی شرکت را کاهش دهد. به طور خاص، اگر برخی ریسکها همبستگی منفی داشته باشند، ریسک کلی می‌تواند به طور معناداری کاهش داده شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *