مالیات ثروت و مالیات بر درآمد

مالیات ثروت برای مبارزه با نابرابری ثروت، به عنوان طلایه‌دار مباحث خط‌مشی مالیاتی قرار داده شده است. کاندیدادهای ریاست جمهوری آمریکا از جمله الیزابت وارن و برنی سندرز هر دو اخذ مالیات از ثروتمندان را به عنوان بخشی از برنامه‌های خود پیشنهاد داده بودند. طرح مالیاتی سناتور وارن، نشان‌دهنده نرخ مالیات بر ثروت 2 درصد سالانه برای ثروت بیش از 50 میلیون دلار و 6 درصد برای ثروت بیش از یک میلیارد دلار به عنوان بخشی از برنامه مراقبت پزشکی بود. سناتور سندرز، یک مالیات بر ثروت بسیار تهاجمی‌تر تا 8 درصد بر ثروت خالص بیش از 10 میلیون دلار را پیشنهاد داده بود.

مالیات بر ثروت برای مودیان مالیاتی در آمریکا به خوبی شناخته شده نیست. در سیستم مالیاتی فعلی، مالیات اموال و مالیات مستغلات، موارد خاصی از مالیات بر ثروت هستند هرچند که مالیات اموال عموما در سطح ایالتی به کار گرفته شده است. مالیات بر ثروت جامع سالانه هرگز در آمریکا اجرایی نشده است. مالیات بر درآمد افراد، منبع اصلی درآمد فدرال آمریکا برای چندین دهه بوده است.

شناخت پایه‌های مالیات بر ثروت هنگام مقایسه با مالیات بر درآمد افراد برای ما آسان‌تر خواهد بود.

پایه مالیاتی

مالیات بر ثروت بر ثروت خالص افراد یا ارزش بازار دارایی‌های کل تحت مالکیت منهای بدهی‌ها اعمال می‌شود. مالیات بر ثروت می‌تواند به صورت باریک یا گسترده تعریف شده باشد و پایه مالیات بر ثروت می‌تواند بر اساس تعریف ثروت متغیر باشد. برای مثال سناتور وارن پایه مالیات بر ثروت با مبنایی وسیع را پیشنهاد داده بود که هم برای دارایی‌های داخلی و هم برای دارایی‌های خارجی شهروندان آمریکا اعمال می‌گردید.

امانوئل سائز و گابریل زاکمن، اقتصاددانانی که مشاور کاندیدادهای ریاست جمهوری در مورد برنامه مالیاتی بودند ثروت خالص را دارایی‌های مالی و غیرمالی منهای بدهی‌ها تعریف می‌کنند که صندوق‌های اوراق قرضه و صندوقهای متقابل، صندوق‌های بازنشستگی، مسکن، سهام و دارایی‌های خصوصی کسب و کار را شامل می‌شود اما سرمایه انسانی، کالاهای بادوام، برنامه‌های غیرانتفاعی و برنامه مزایای بازنشستگی تعریف شده به صورت غیرصندوق را مستثنی می‌کنند.

کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری‌های اقتصادی دارای مالیات بر ثروت، پایه مالیات بر ثروت متفاوتی را پذیرفته‌اند. برای مثال فرانسه، اسپانیا و سوئد، دارایی‌های مربوط به کسب و کار را از مالیات بر ثروت حذف کرده‌اند زیرا نگران دلسرد کردن سرمایه‌گذاری تولیدی هستند.

سیستم مالیات بر درآمد فدرال آمریکا بر تعریف درآمد هیگ و سیمونز مبتنی است. پایه مالیات بر درآمد به عنوان مصرف فعلی و افزایش در ثروت خالص در طول آن سال تعریف شده است. درآمد کار و سرمایه دو جزء اصلی پایه مالیات بر درآمد هستند. درآمد کار شامل حقوق، دستمزد و مزایای شغلی است و درآمد سرمایه شامل سود سهام، بهره و درآمد افزایش ارزش سرمایه است.

به طور ساده‌تر مالیات بر ثروت بر موجودی ثروت یا میزان کلی ثروت خالص که مودی مالیاتی مالک آن است، وضع می‌شود در حالی که مالیات بر درآمد برجریان ناشی از موجودی ثروت اعمال می‌گردد. درآمد به دست آمده از بازده‌های سرمایه، بخشی از پایه مالیات بر ثروت در سال بعد می‌شود چرا که موجودی ثروت افزایش یافته است.

تفاوت‌های اخذ مالیات از درآمد سرمایه

سیستم فعلی مالیات بر درآمد از افزایش ارزش سرمایه زمانی اعمال می‌شود که افزایش ارزش به صورت واقعی درآید به این معنی که مالیات افزایش ارزش سرمایه زمانی اخذ می‌شود که دارایی فروخته شود و افزایش ارزش بین زمان خرید و فروش وجود داشته باشد. افزایش ارزش سرمایه که واقعی نشده باشد مشمول مالیات نیست و مالیات تا زمانی که به صورت واقعی درآید به تاخیر خواهد افتاد. افراد ثروتمند تمایل دارند واقعی ساختن افزایش ارزش سرمایه را به تاخیر اندازند؛ یک درصد ثروتمندترین افراد، در حدود نیمی از افزایش ارزش سرمایه واقعی نشده را در دست دارند. به همین دلیل است که برخی افراد معتقدند افراد ثروتمند مالیات کافی پرداخت نمی‌کنند.

به لحاظ تئوری، مالیات بر ثروت، انگیزه های تاخیری و قفل شده را کاهش می‌دهد زیرا ثروت بر پایه جمعی مشمول مالیات می‌شود تا بر پایه واقعی‌سازی. پایه تجمعی به این معنی است که افزایش ارزش‌های تجمیع شده و دارایی‌های اصلی به صورت سالانه مشمول مالیات شوند به جای اینکه در زمان فروش افزایش ارزش‌ها و دارایی‌ها یا واقعی‌سازی آنها مشمول مالیات شوند. اگر ارزش بازار دارایی‌ها و بدهی‌ها به صورت مناسب و منظم ارزیابی شوند، مالیات بر ثروت بر ارزش بازار دارایی‌های سرمایه‌ای و به صورت سالانه وضع می‌شود. با این حال، تعداد کمی از کشورهایی که تجربه مالیات بر ثروت دارند نشان داده‌اند که مالیات بر ثروت به دلیل مشکلات اداری و سطوح مایوس‌کننده جمع‌آوری درآمد، روش کارایی برای افزایش درآمد نیست.

شناخت میزان نرخ‌های مالیات بر ثروت

مالیات بر ثروت وضع شده با نرخ پایین ممکن است اندازه واقعی تاثیر بر بازده بعد از مالیات را پنهان کند. یک مودی مالیاتی را در نظر بگیرید که مالک اوراق قرضه شرکتی با بازده ثابت 5 درصد در سال است. دارایی در ابتدای سال 50 میلیون دلار ارزیابی شده است. با شروع از سال اول، بازده حاصل از این دارایی به عنوان افزایش ارزش دارایی محاسبه خواهد شد و تحت عنوان درآمد سرمایه در پایان سال مشمول مالیات قرار می‌گیرد. در این مورد، وضع یک درصد مالیات بر ثروت برابر با 20 درصد مالیات بر درآمد است و هر دو، مودی مالیاتی و دولت را از نظر مالیات پرداخت شده و درآمد جمع‌آوری شده در همان موقعیت قرار می‌دهد، همانگونه که در جدول زیر نشان داده شده است. در این مثال، ما فرض کرده‌ایم که هیچ هم‌پوشانی بین این مالیاتها وجود ندارد. اگر مالیات بر ثروت در سطح 5 درصد وضع شود برابر با 100 درصد مالیات بر درآمد است که بازده بعد از مالیات آن صفر خواهد شد.

 مالیات بر ثروتمالیات بر درآمد
دارایی خالص (میلیون دلار)5050
نرخ بازده5 درصد5 درصد
نرخ مالیات1 درصد20 درصد
درآمد5/05/0

تعامل بین مالیات بر درآمد و مالیات بر ثروت

مالیات بر ثروت در صورت ایجاد شدن، سیستم مالیاتی جدید و جدا از مالیات بر درآمد خواهد بود. تعامل بین مالیات بر ثروت و مالیات بر درآمد جای تفکر بسیاری دارد.

افزایش در نرخ مالیات بر درآمد، پایه مالیات بر ثروت را کاهش خواهد داد و اگر فرض کنیم که مالیات بر درآمد قبل از مالیات بر ثروت اعمال می‌شود به صورت کسر بدهی مالیات بر درآمد از دارایی‌های فعلی محاسبه می‌گردد.

از سوی دیگر، مالیات بر ثروت، موجودی دارایی‌های ایجادکننده درآمد را کاهش خواهد داد در صورتی که هیچ بازدهی از این دارایی‌ها به دست نیاید. وقتی که بازده سرمایه در نظر گرفته شود، دارایی‌های خالص ثروت هنوز ممکن است رشد داشته باشد اگر بازده ثروت بیشتر از مالیات بر ثروت وضع شده باشد. اگر مالیات بر ثروت وضع شده بزرگتر از بازده ثروت باشد، موجودی ثروت کاهش می‌یابد که منجر به ایجاد درآمد کمتر می‌شود.

در جدول زیر سناریوهای A و B نشان می‌دهند که چگونه سطوح ثروت و درآمد بعد از مالیات بر اساس یک درصد مالیات ثروت و 6 درصد مالیات ثروت تغییر خواهند کرد. در سناریو B ، بازده بعد از مالیات منفی می‌شود چرا که 6 درصد مالیات بر ثروت بیشتر از بازده قبل از مالیات 5 درصد است. این امر، تجمیع ثروت را کاهش داده و ممکن است میزان دارایی‌هایی که شرکتها ممکن است در دسترس داشته باشند را کاهش داده و پایه مالیات بر ثروت را تحلیل ببرد.

سناریو Aسال اولسال دومسال سوم
نرخ مالیات بر ثروت1 %1%1%
دارایی‌ها (میلیون دلار)، در ابتدای سال5048/5100/53
بازده قبل از مالیات5 %5%5%
پایه مالیات بر درآمد50/257/265/2
مالیات درآمد ثروت (20درصد)50/051/053/0
پایه مالیات ثروت (میلیون دلار)00/5254/5312/55
مالیات ثروت52/054/055/0
بازده بعد از مالیات3%3%3%
سناریو B
نرخ مالیات ثروت6%6%6%
دارایی‌ها (میلیون دلار) در ابتدای سال5088/4879/47
بازده قبل از مالیات5%5%5%
پایه مالیات بر درآمد50/244/239/2
مالیات بر درآمد ثروت (20 درصد)50/049/048/0
پایه مالیات بر ثروت (میلیون دلار)00/5284/5070/49
مالیات بر ثروت12/305/398/2
بازده بعد از مالیات2/2- %2/2- %2/2- %

نتیجه‌گیری

یک مالیات ثروت جامع سالیانه هرگز در آمریکا پذیرفته نشده است. در صورتی که تصویب شود، آن یک ساختار مالیاتی جدا از سیستم مالیات فدرال فعلی خواهد بود. مالیات‌های ثروت بر موجودی سرمایه بر مبنای تعهدی وضع می‌شود در حالی که مالیات‌های درآمد بر جریانات ناشی از موجودی سرمایه وضع می‌شود. نرخ پایین مالیات سرمایه هم‌تراز با مالیات بر درآمد با نرخ بالا است. تعامل بین مالیات ثروت و مالیات بر درآمد موجود باید هنگام تجزیه و تحلیل طرح مالیات ثروت مد نظر قرار گیرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *